جام جهانی فقط یک تورنمنت فوتبال نیست؛ کلاس درسی است درباره اینکه چرا بعضی تیمها قهرمان میشوند و بعضی دیگر، با وجود ستارههای فراوان، خیلی زود چمدانهایشان را میبندند.
فوتبال سالهاست یک حقیقت ساده را به ما یادآوری میکند: داشتن بازیکنان خوب کافی نیست؛ هر بازیکن باید در جای درست خودش بازی کند.
همین قانون، شاید حتی بیشتر از فوتبال، در امنیت سایبری صادق باشد.
به گزارش افتانا، بسیاری از سازمانها میلیونها تومان یا حتی میلیونها دلار برای خرید تجهیزات امنیتی هزینه میکنند، اما وقتی حملهای رخ میدهد، تازه مشخص میشود که تیم امنیت اطلاعات آنها بیشتر شبیه مجموعهای از بازیکنان پراکنده است تا یک تیم هماهنگ. گاهی مهاجم نقش مدافع را بازی میکند، گاهی دروازهبان از دروازه بیرون آمده و هیچکس مسئول پوشش فضای خالی نیست.
امنیت سایبری، بیش از آنکه رقابت تجهیزات باشد، رقابت تیمهاست.
دروازهبان؛ آخرین امید تیم
در فوتبال، اگر همه مدافعان اشتباه کنند، هنوز یک نفر باقی مانده است؛ دروازهبان.
در امنیت اطلاعات نیز این نقش را تیم پاسخگویی به رخداد (Incident Response) و مرکز عملیات امنیت (SOC) بر عهده دارند. زمانی که مهاجم از تمام لایههای دفاعی عبور کرده و حادثه رخ داده است، این افراد باید با سرعت تصمیم بگیرند، حمله را مهار کنند، خسارت را کاهش دهند و بازی را به جریان عادی برگردانند.
اگر این تیم آماده نباشد، حتی بهترین زیرساختهای امنیتی هم نمیتوانند مانع گل خوردن سازمان شوند.
مدافعان میانی؛ دیوار دفاعی سازمان
یک تیم قهرمان، ستون دفاعی مطمئنی دارد. در دنیای امنیت، متخصصان امنیت شبکه و فایروال همان مدافعان میانی هستند. آنها جریان ترافیک را میشناسند، رفتارهای غیرعادی را تشخیص میدهند و اجازه نمیدهند مهاجمان به راحتی وارد محوطه جریمه سازمان شوند.
مدافع خوب فقط تکل نمیزند؛ قبل از رسیدن مهاجم، مسیر او را میبندد.
مدافعان کناری؛ محافظان کنارههای زمین
در فوتبال مدرن، حملات از کنارهها آغاز میشوند. در سازمانها نیز بسیاری از حملات از لپتاپ کاربران، تلفنهای همراه، تجهیزات IoT و سایر نقاط انتهایی شبکه آغاز میشود.
تیم امنیت Endpoint دقیقاً همان مدافعان کناری هستند که باید عرض زمین را پوشش دهند؛ جاهایی که معمولاً کمتر دیده میشوند، اما بیشترین خطر از همانجا وارد میشود.
هافبک دفاعی؛ کسی که بازی را قبل از دیگران میخواند
بعضی فوتبالیستها بدون اینکه زیاد دیده شوند، نتیجه مسابقه را تغییر میدهند. هافبک دفاعی، قبل از اینکه حمله شکل بگیرد، آن را قطع میکند.
در امنیت سایبری، تحلیلگران اطلاعات تهدید (Threat Intelligence) و متخصصان SIEM چنین نقشی دارند. آنها الگوهای حمله را زودتر از دیگران تشخیص میدهند، دادهها را تحلیل میکنند و اجازه نمیدهند تهدید به بحران تبدیل شود.
هافبکهای میانی؛ مغز متفکر میدان
اگر توپ در میانه زمین از دست برود، کل تیم آسیب میبیند. در امنیت اطلاعات، مدیریت هویت و دسترسی (IAM)، امنیت فضای ابری و همچنین امنیت سامانههای صنعتی (ICS/OT) همین نقش را ایفا میکنند.
آنها جریان دسترسی کاربران، سرویسها و زیرساختها را کنترل میکنند و تعادل تیم را حفظ میکنند؛ درست مانند یک هافبک خلاق که هم در دفاع مشارکت دارد و هم در حمله.
وینگرها؛ شکارچیان فضاهای خالی
وینگرها همیشه از مسیرهای غیرمنتظره حمله میکنند. در امنیت سایبری نیز تیم Red Team و متخصصان تست نفوذ دقیقاً همین کار را انجام میدهند. آنها مانند مهاجمانی هستند که از کوچکترین اشتباه دفاع استفاده میکنند تا نقاط ضعف را پیدا کنند؛ البته پیش از آنکه مهاجمان واقعی از آنها سوءاستفاده کنند.
آنها دشمن سازمان نیستند؛ سختگیرترین مربیان تیم هستند.
بازیساز؛ معمار امنیت
هر تیم موفق یک بازیساز دارد. در امنیت اطلاعات، معماران امنیت و مهندسان طراحی سامانههای امنیتی همان بازیکنانی هستند که نقشه مسابقه را طراحی میکنند. آنها تعیین میکنند هر کنترل امنیتی در کجا قرار بگیرد، چه فناوریهایی کنار هم کار کنند و چگونه کل تیم، منسجم بازی کند.
مهاجم؛ کسی که کار را تمام میکند
وظیفه مهاجم فقط گل زدن نیست؛ تمام کردن کار است. در امنیت سایبری، تیم مدیریت آسیبپذیری همین مسئولیت را بر عهده دارد. آنها به طور مداوم سامانهها را اسکن میکنند، آسیبپذیریها را اولویتبندی میکنند و پیش از آنکه مهاجمان از آنها استفاده کنند، مسیر حمله را میبندند.
سرمربی؛ کسی که مسئول برد و باخت است
در پایان مسابقه، هیچکس از مدافع یا مهاجم درباره نتیجه سؤال نمیکند. همه دوربینها رو به سرمربی قرار میگیرند. در امنیت اطلاعات نیز مدیر امنیت اطلاعات (CISO) همین جایگاه را دارد. او تاکتیک تیم را مشخص میکند، ترکیب بازیکنان را میچیند، ریسک را برای مدیرعامل و هیئتمدیره ترجمه میکند و در نهایت مسئول نتیجه مسابقه است.
قهرمانی اتفاقی نیست
گاهی سازمانها تصور میکنند خرید یک محصول امنیتی جدید یا استخدام چند متخصص، آنها را به تیمی قدرتمند تبدیل میکند. اما فوتبال چیز دیگری به ما یاد داده است. قهرمانی حاصل کنار هم قرار گرفتن بازیکنان مناسب، در پست مناسب، با تاکتیک مناسب است.
امنیت سایبری نیز دقیقاً همین منطق را دنبال میکند. موفقترین سازمانها الزاماً آنهایی نیستند که بیشترین بودجه را خرج کردهاند؛ بلکه آنهایی هستند که هر نقش امنیتی را به فرد مناسب سپردهاند، مهارتهای تیم را بهروز نگه داشتهاند و میان تمام اجزای تیم هماهنگی ایجاد کردهاند. در نهایت، همانطور که هیچ تیمی بدون ترکیب کامل جام قهرمانی را بالای سر نمیبرد، هیچ سازمانی هم بدون یک تیم امنیتی متوازن و هماهنگ نمیتواند در برابر حملات پیچیده امروز دوام بیاورد.
سؤال اصلی این نیست که تیم امنیت شما چند نفره است؛ سؤال این است که آیا همه بازیکنان در پست درست خودشان بازی میکنند؟