شبکه ضداجتماعی
کد مطلب: 5536
تاریخ انتشار : شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۳
 
شاید افزایش شدید ارزش بیت‌کوین بزرگ‌ترین داستان تجاری چند وقت اخیر نباشد؛ اما مسلما سرگرم‌کننده‌ترین آنها است. ظرف کمتر از دو هفته قیمت این «ارز دیجیتال» به بیش از سه‌برابر رسید.
شبکه ضداجتماعی
 
 
Share/Save/Bookmark
شاید افزایش شدید ارزش بیت‌کوین بزرگ‌ترین داستان تجاری چند وقت اخیر نباشد؛ اما مسلما سرگرم‌کننده‌ترین آنها است. ظرف کمتر از دو هفته قیمت این «ارز دیجیتال» به بیش از سه‌برابر رسید. بعد در کمتر از چند ساعت ۵۰ درصد افت کرد. به یک‌باره چنین به نظر می‌رسید که به دوران دات‌کام برگشته‌ایم.

به گزارش افتانا (پایگاه خبری امنیت فناوری اطلاعات)، اهمیت اقتصادی این حرکت مارپیچ در هوا اساسا صفر است؛ اما جنون بیت‌کوین درسی است مفید درباره درک اشتباه مردم از پول و به‌خصوص اشتباه آنها در علاقه به تفکیک ارزش پول از جامعه‌ای که در آن ایفای نقش می‌کند. 

بیت‌کوین چیست؟ گاهی آن را روشی برای انجام معاملات آنلاین می‌خوانند؛ اما اینکه به‌خودی‌خود در دنیای تراکنش‌های PayPal و کارت‌های اعتباری چیز جدیدی نیست. در واقع، وزارت بازرگانی تخمین زده که تا سال ۲۰۱۰، ۱۶ درصد کل فروش‌ها در آمریکا شکل آنلاین به خود گرفته بودند. 

پس فرق بیت‌کوین چیست؟ برخلاف تراکنش‌هایی که با کارت اعتباری انجام می‌شوند و ردی دیجیتال از خود برجای می‌گذارند، انتقال‌وجه‌های بیت‌کوینی طوری طراحی شده‌اند که ناشناس و غیرقابل‌رهگیری باشند. وقتی بیت‌کوین به دیگری انتقال می‌دهید، مثل این است که یک ساک دستی پر از اسکناس‌های ۱۰۰ دلاری را در یک کوچه تاریک به کسی داده باشید و به ضرس قاطع می‌توان گفت بهترین توضیح فعلی کاربرد اصلی بیت‌کوین، جز به‌عنوان محلی برای سفته‌بازی، نسخه آنلاین مبادلات کوچه‌های تاریک است چه بیت‌کوین‌ها برای تجارت مواد مخدر و دیگر کالاهای غیرقانونی مبادله می‌شوند. 

اما مبلغان بی‌جیره و مواجب بیت‌کوین مصرانه بر این عقیده‌اند که کارکرد بیت‌کوین ورای راه ‌باز کردن برای تراکنش‌های ممنوعه است. بزرگ‌ترین اشخاصی که روی بیت‌کوین‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند و رسما نامشان اعلام شده، برادران وینکلس هستند. دوقلوهایی که با موفقیت از فیس‌بوک در دادگاه سهم‌خواهی کردند و با فیلم «شبکه اجتماعی» (فینچر، ۲۰۱۰) معروف شدند.
 ادعای اینها درباره این محصول دیجیتال شبیه ادعایی است که طرفداران سرسخت طلا [به عنوان وجه رایج] نسبت به فلز موردعلاقه‌شان دارند. تایلر وینکلس اخیرا اعلام کرد «ما تصمیم گرفته‌ایم پول و باورمان را در یک چارچوب ریاضی فارغ از سیاست و خطاهای انسانی بگذاریم.» 

شباهت این اظهارات با سخنان طرفداران سرسخت طلا تصادفی نیست چه طرفداران سرسخت طلا و طرفداران سرسخت بیت‌کوین [به عنوان وجه رایج] معمولا روی سیاست‌های لیبرالیستی و اعتقاد به اینکه دولت‌ها از قدرت اینان برای چاپ پول سوءاستفاده می‌کنند. 
اتفاق نظر دارند. این اتفاقا خیلی هم عجیب است؛ چون خود بیت‌کوین‌ها به یک معنا غایت پول بی‌پشتوانه‌اند و ارزش خود را به جادو از هوای رقیق گرفته‌اند [نه از طلا یا هرچیز با ارزش دیگر]. 

بخشی از ارزش طلا به دلیل کاربردهای غیرپولی آن مانند پُر کردن دندان و جواهرسازی است؛ ارزش اسکناس‌ها به پشتوانه قدرت دولت است که آن را وجه رایج قانونی قرار داده و به عنوان پرداخت مالیات می‌پذیرد. اما بیت‌کوین‌ها اگر اصلا ارزشی داشته باشند آن را هم تماما از پیشگویی کامبخش، یعنی این اعتقاد که بقیه مردم آن را به‌عنوان پرداخت قبول خواهند کرد، به‌دست می‌آورند. 

با این حال بیایید این غرابت را هم مثل فرآیند عجیب «استخراج» که به واقع یک فرآیند پیچیده محاسبه برای افزودن به موجودی بیت‌کوین است، کنار بگذاریم و در عوض، روی دو تصور اشتباه بزرگ یکی عملی و یکی فلسفی دست بگذاریم که در بطن طرفداری سرسختانه از طلا و بیت‌کوین مشترک است. تصور اشتباه عملی که اتفاقا بزرگ هم هست این است که ما در دوران چاپِ به شدت غیرمسوولانه پول زندگی می‌کنیم و تورم سرسام‌آور بیخ گوش ماست. 

درست است که بانک مرکزی امریکا و دیگر بانک‌های مرکزی ترازنامه خود را شدیدا منبسط کرده‌اند؛ اما آنها این کار را آشکارا به عنوان اقدامی موقتی در واکنش به بحران اقتصادی انجام داده‌اند. نگارنده می‌داند مقامات دولتی قابل اعتماد نیستند و چه و چه، اما حقیقت این است که وعده‌های «بن برنانکی» درباره اینکه اقداماتش تورم‌زا نخواهد بود سال به سال جامه عمل پوشیده اما هشدارهای ترسناک طرفداران طلا درباره تورم مدام غلط از آب درآمده‌اند. 

تصور اشتباه فلسفی اما به نظر نگارنده حتی بزرگ‌تر است. هر دو دسته طرفداران طلا و بیت‌کوین ظاهرا سودای یک استاندارد پولی دست ‌اول را دارند که به لغزش بشر آلوده نباشد. اما این رویایی غیرممکن است. پول چنان که پل ساموئلسون در جایی گفته یک «ابداع اجتماعی» است نه چیزی بیرون از جامعه. حتی زمانی که مردم به طلا و نقره اتکا داشتند، چیزی که آن سکه‌ها را کاربردی می‌کرد نه فلزات گرانبهای داخلشان، بلکه این انتظار بود که بقیه مردم آنها را به ‌عنوان پرداخت قبول می‌کنند.
 
در واقع شما از وینکلس‌ها و از همه مردم انتظار دارید این را بپذیرند؛ چون پول به نوعی شبیه به یک شبکه اجتماعی است که تنها تا جایی کاربرد دارد که بقیه مردم آن را بپذیرند؛ اما نگارنده فکر می‌کند بعضی فقط از اینکه پول یک چیز بشری است آزرده‌خاطرند و مزایای شبکه پولی را طلب می‌کنند بی‌اینکه بخش اجتماعی آن را بخواهند. متاسفانه چنین چیزی ممکن نیست. 

پس آیا به یک شکل جدید پول نیاز داریم؟ به نظر نگارنده زمانی می‌توانید چنین ادعایی کنید که پولی که حالا و اکنون داریم رفتار درستی نداشته باشد؛ اما چنین نیست. ما مشکلات اقتصادی بزرگی داریم؛ اما اسکناس‌ها دارند کار خود را درست انجام می‌دهند و نباید کاری به کارشان داشته باشیم.